<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>بررسی های ادیانی</title>
    <link>https://www.jrrard.ir/</link>
    <description>بررسی های ادیانی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 23 Aug 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 23 Aug 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>تحلیل رویکردهای نبوت‌پژوهی در الهیات یهودی</title>
      <link>https://www.jrrard.ir/article_225203.html</link>
      <description>رویکردشناسی نبوت‌پژوهی نه تنها در فهم دقیق دیدگاه‌ها بلکه در تحلیل و بررسی و ارزیابی آنها نیز نقش بسزایی دارد و عمده اختلاف دیدگاه‌ها در حوزه نبوت و وحی بدان باز می‌گردد. در الهیات یهودی در حوزه نبوت‌پژوهی، دست‌کم سه رویکرد &amp;amp;laquo;نقل‌گرایی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;کلامی&amp;amp;raquo;، و &amp;amp;laquo;فلسفی&amp;amp;raquo; مطرح است که جستار حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و با هدف شناخت رویکردهای الهیات یهودی، به بررسی آنها می‌پردازد. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که در رویکرد الهیات کتاب مقدسی، نه تنها تلاشی‌ برای ارائه تبیین عقلانی از مباحث نبوت صورت نمی‌گیرد، بلکه استفاده از عقل، غیر لازم و حتی اشتباه شمرده می‌شود. رویکرد کلامی در یهودیت به‌ویژه یهودیت قرون میانه، متأثر از الهیات اسلامی است و جریان‌های کلامی مختلفی را در بر می‌گیرد. داوود مقمص (درگذشته حدود 900م) و سعدیا گائون (883-943م) از نمایندگان گرایش معتزلی‌اند. در رویکرد کلامی متأثر از اشاعره که یهودا هلوی (پیش از 1075-1141م) و اسحاق البلاغ (م قرن13م) از پیروان آن‌اند، بر تقدم وحی بر عقل تأکید می‌شود. گرایش کلامی قرائیم، همچون اصحاب رأی کوفه به سنت بی‌توجه‌اند. رویکرد فلسفی در یهودیت که بر بهره‌گیری از زبان، مبانی و ادبیات فلسفی در سلسله مباحث نبوت تأکید دارد، نیز گرایش‌های مختلفی دارد. برجسته‌ترین نماینده گرایش فلسفی ارسطویی موسی‌بن میمون (1135-1204م) است که با نگرش هستی‌شناختی، مهمترین مسائل نبوت را بررسی می‌کند. هر کدام از این رویکردها، از یک سلسله مؤلفه‌های روش‌شناختی و محتوایی در حوزه نبوت برخوردارند که در نوشتار پیش رو بررسی می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>فرایند شناسی سیر تحول مفهوم مقدس و نامقدس در کاتولیسم</title>
      <link>https://www.jrrard.ir/article_225261.html</link>
      <description>تبیین و تعیین محدوده مفهوم مقدس و نامقدس از بنیادی‌ترین تحقیقات در حوزه ادیان محسوب می‌شود. اهمیت بررسی فرایندشناسی سیر تحول مفهوم مقدس و نامقدس در کاتولیسیسم تا بدان جا است که هرگونه تحقیقی پیرامون عرفی شدگی یا سکولاریزاسیون و مکاتبی چون اومانیسم بدون شناخت این فرایند سیر تحول این دو مفهوم، ناقص خواهد بود. مفهوم مقدس و نامقدس، تاریخی به وسعت تاریخ دین دارد. ارزیابی فرایند تحول در کتاب مقدس، دوره آباء و قرون‌وسطی و پس‌ازآن مدلی از تحول معناشناختی و سیر تحول این دو مفهوم ارائه می‌کند که در آن چهار الگوی معناشناختی از مفهوم مقدس ونامقدس قابل‌استخراج است که عبارت‌اند از: 1. الگوی کتاب مقدسی که قائل به پیوند دین و دنیا است و دنیا را مزرعه آخرت می‌داند. 2. الگوی آبایی که متأثر از فرهنگ گنوسی و یونانی است اغلب به طرد دنیا پرداخته و دنیا را نامقدس می‌شمارد. 3. الگوی قرون‌وسطایی که دیالکتیک موجود مقدس و نامقدس در کتاب مقدس را برهم می‌زند و به نفی دنیا و ترویج افراطی آخرت‌گرایی می‌پردازد. 4. الگوی مدرن که هر آنچه از درد و رنج بشر می‌کاهد را مقدس می‌داند. رویکرد مثبت عیسی به دنیا امری انکارناشدنی است و فقر در نگاه او مفهومی جز نفی عشق به ثروت ندارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>هم گرایی و واگرایی معتزله جدید و قدیم</title>
      <link>https://www.jrrard.ir/article_224640.html</link>
      <description>&amp;amp;laquo;معتزله&amp;amp;raquo; مذهبی کلامی و عقل‌گرا است که حیاتش ریشه در اواخر سدۀ نخست دارد. این مذهب در دهۀ سوم قرن دوم بالیدن گرفت و تا سدۀ چهارم جریان کلامی حاکم در جامعۀ اسلامی بود؛ اما از سده پنجم رو به افول نهاد و در قرن هفتم فروپاشید. با فروپاشی این فرقه، عقل‌گرایی در جامعۀ اسلامی نیز به فراموشی سپرده شد. در دو سدۀ اخیر عده‌ای از اندیشمندان اسلام در مقام دفاع از اسلام و دفع شبهات واردشده بر دین، از روش معتزله بهره برده‌ و به نومعتزله شهرت یافته‌اند. این نوشتار به روش کتابخانه‌ای و تحلیل مقارن داده‌ها، در پی تبیین وجوه امتیاز و اشتراک دو جریان پیش‌گفته است. دو دستگاه فکری در مبادی ایجادی چون عقل‌گرایی، فلسفه‌گرایی، دفاع و دفع شبهه از اسلام، باور به اصول ایمانی و... هم‌گرا؛ اما در تفسیر متن، مبانی و لوازم عقل‌گرایی، تأثیر‌پذیری قرآن از فرهنگ عصر نزول، تاریخ‌مندی احکام اسلامی و... واگرایند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ادبیات دینی مانوی و رهایی عرفانی</title>
      <link>https://www.jrrard.ir/article_224792.html</link>
      <description>ادبیات مانوی با زبانی شاعرانه، نمادین و رمزآلود، سفری عرفانی را از اسارت روح در جهان مادی تا رهایی در روشنایی ازلی روایت می‌کند. این پژوهش با هدف تحلیل بازنمایی مفهوم رستگاری در متون پارسی میانه و پارتی، به‌ویژه سرودهای &amp;amp;laquo;هویدگمان&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;انگدروشنان&amp;amp;raquo;، به بررسی مضامین عرفانی این آثار پرداخته است. با بهره‌گیری از روش تحلیل محتوای کیفی، مفاهیمی چون رنج کیهانی، معرفت گنوسی، ایزدان رهایی‌بخش و بهشت نور به‌عنوان محورهای معنایی سرودها شناسایی و تحلیل شده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد این متون با بهره‌گیری از آرایه‌های ادبی نظیر تمثیل &amp;amp;laquo;کشتی نور&amp;amp;raquo; و استعاره‌هایی چون &amp;amp;laquo;جامۀ شادی&amp;amp;raquo;، فرایند &amp;amp;nbsp;رهایی روح را به تجربه‌ای شاعرانه و آیینی بدل می‌کنند. در این میان، معرفت گنوسی به‌منزلۀ آگاهی درونی و ایزدان نجات‌بخش همچون عیسای درخشان، در جایگاه راهنمایان سلوک معنوی تصویر شده‌اند. این آثار نه‌فقط انتقال‌دهندۀ آموزه‌های عرفانی، بلکه خود بخشی از فرایند آیینی رهایی‌اند. نتایج پژوهش بر پیوند ژرف میان شعر و عرفان در سنت مانوی تأکید دارد و زمینه را برای مطالعات تطبیقی با دیگر مکاتب گنوسی و عرفانی فراهم می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>همانندسنجی کارکرد نئومیتولوژی اسطوره‌های خداوندگار، شیطان در رهیافت آزاد اندیشی و شیطان‌گرایی مدرن</title>
      <link>https://www.jrrard.ir/article_224639.html</link>
      <description>برخی این پرسش را طرح کرده‌اند که چه همانندی‌هایی میان شیطان‌گرایی مدرن و آزاداندیشی مسیحی در مدرن‌سازی کارکردهای اسطوره‌های مسیحی وجود دارد؟ پژوهش حاضر با به‌کارگیری روش تطبیقی بر آن است تا در موارد اسطوره‌های خداوندگار و شیطان، همانندی‌های پیش‌گفته را بررسی کند. در نتیجۀ پژوهش، مشخص شد که برای نئومیتولوژی اسطوره‌های خداوندگار و شیطان، نخست رویکردهای مابعدالطبیعی از این اسطوره‌ها زدوده شدند؛ سپس تعریف و تفسیر کتاب مقدس از آنها بازتعریف شد. بر این اساس، مدرن‌سازی اسطوره‌های پیش‌گفته بر اساس کارکردهای مدرن _پس از نفی کارکرد الاهیاتی آن_ به دو مرحله تقسیم‌شدنی است: الف) مرحله مدرن‌سازی اسطوره‌ها بر اساس کارکردهای فرهنگی؛ ب) مرحلۀ مدرن‌سازی اسطوره‌ها بر اساس کارکردهای آیینی. توضیح آنکه آزاداندیشی و شیطان‌گرایی مدرن در مرحلۀ نخست با یکدیگر هم‌پوشانی دارند و شیطان‌گرایی در مرحلۀ دوم که بهره‌گیری مجدد اسطوره‌های الاهیاتی _مدرن‌شده_ در جریان آیین‌های دینی است، از آزاد‌اندیشی متمایز می‌گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ساختار نوین مصادر تشریع اباضیه معاصر</title>
      <link>https://www.jrrard.ir/article_224642.html</link>
      <description>فقه اباضیه، از جهتی قطعه‌ای میان ظاهریه و حنابله و از جهت دیگر حنفیه است. این فقه با اینکه در عراق تأسیس شده است، ولی از روش احناف و معتزله پیروی نمی‌کند. روش فقهی اباضی‌ها، نه ظاهرگرایی صرف است و نه رأی‌گرایی صرف، بلکه آن دسته از ظواهر را که با عقل سازگاری ندارد، تأویل می‌کنند. البته نباید از نظر دور داشت که فتاوای اباضیه، گاهی با مالکی، گاهی با حنفی و گاهی با امامیه تطبیق می‌کند. رویکرد و ساختار جدید از سوی اباضیهٔ معاصر در ضمن یک تقسیم سه‌گانه برای منابع استنباط تعقیب می‌شود. قرآن، سنت و رأی، مصادر تشریع در اباضیه هستند؛ همچنین اجماع، قیاس و استدلال از مصادیق رأی به شمار می‌آیند. مقصود از استدلال در اباضیه، استصحاب و استحسان و مصالح مرسله است. این مقاله با رویکرد توصیفی - تحلیلی و با روش کتابخانه‌ای، به بازسازی، تجدیدبنا و ساختار جدید مصادر تشریع و استنباط اباضیه در دوره معاصر می‌پردازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آموزه ولایت در طریقت قادریه کسنزانیه در همگرایی با شیعه اثنی‌عشریه</title>
      <link>https://www.jrrard.ir/article_224641.html</link>
      <description>در مفهوم ولایت در تصوف که با واژگان دیگری همچون شیخ، قطب و بیعت مترادف است، نوعی قُرب ظاهری و معنوی مشهود است که در کنار عنصر برگزیده و خاص بودن قرار داده می‌شود. این آموزه در تصوف اسلامی با تحول شیخِ تعلیم به شیخِ تربیت معنای جدید می‌یابد که با تصرف ولی و مرشد در مرید رابطه مستقیم دارد. در این تحول مفهومی اطاعت بی‌چون و چرا از شیخ یا ولی به لحاظ نظری و عملی اهمیت پیدا می‌کند که به ولی‌پرستی در مناسبات بین مرید و شیخ انطباق داده می‌شود. در طریقت، تربیت مرید بدون شیخ یا ولی امکان ندارد و وجود ولی و لزوم اطاعت از او ضروری می‌شود. این ولایت و سرپرستی نه‌تنها در امور اخلاقی و سلوکی، بلکه در همه ساحات زندگی مرید گسترش می‌یابد که ولایت تام و کاملی می‌شود. این ولایت اعطایی (غیراکتسابی) است و حاصل برگزیدگی ولی است. بررسی آموزه ولایت در طریقت قادریه کسنزانیه به‌خوبی امکان همگرایی آن را با اعتقادات شیعه اثنی‌عشری نشان می‌دهد. پژوهش پیش‌رو با شیوه توصیفی ـ تحلیلی و پدیدارشناسانه مبتنی بر منابع کتابخانه‌ای از فرایند همگرایی آموزه ولایت در طریقت کسنزانیه با شیعه اثنی‌عشریه سخن می‌گوید. البته باید توجه داشته باشیم که این نوع خاص از اعتقادات پیرامون ولایت را به‌لحاظ خاستگاه به مفهوم مبهم دین عامیانه برآمده از طبقه پایین جامعه کُرد فروکاهش ندهیم و با بازشناسی تاریخی آن در کنار ارادت پیروان این طریقت به خاندان اهل‌بیت(ع) به فرایند همگرایی و تقریب آن با شیعه بپردازیم.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اعلامیه الهیاتی بارمن؛ زمینه‌ها، پیامدها و کارکردها</title>
      <link>https://www.jrrard.ir/article_224791.html</link>
      <description>در ابتدای قرن بیستم، با ظهور دولت نازی در آلمان و به تبع آن آغاز جنگ‌های جهانی و نقش و حضور دولت آلمان نازی به رهبری هیتلر در این جنگ، چالش‌های جدیدی برای کلیسا به وجود آمد. در درون کلیسای پروتستان، بازخوردهای متفاوتی نسبت به این موضوع و اوضاع پیش آمده صورت گرفت و دو طیف کاملا مخالف یکدیگر در درون کلیسای پروتستان به وجود آمدند. جنبش کلیسای معترف در مقابل رژیم نازی و گروه مسیحیان ژرمن در حمایت از این رژیم پا گرفتند. به دنبال شدت گرفتن اقدامات دولت و کشیشان طرفدار رژیم نازی، اعضای کلیسای معترف با محوریت کارل بارت در بارمن تشکیل جلسه داده و با هدف جلوگیری از تحریف‌های مسیحیان ژرمن در الهیات و کلیسای مسیحی، اعلامیه «بارمن» را در شش ماده به تصویب رساندند و در این مقاله با روش تحلیل تاریخی، به زمینه‌ها و پیامدهای صدور این اعلامیه پرداخته خواهد شد. یافته‌های این پژوهش حاکی از آن است که این اعلامیه در صدد مواجهه با دیدگاه دو حاکمیتی و جا انداختن سروری مسیح بر کلیسا و حکومت بود و راه را بر اقدامات زیاده خواهانه دولت نازی می‌بست. این اعلامیه اگرچه اثرات در خوری از خود بر جای گذاشت و تا اندازه‌ای توانست بنیان‌های معرفتی طیف حاکم را به چالش بکشد اما به سبب همراه نشدن اعضای کلیسای معترف با مفاد آن، آنطور که باید نتوانست تاثیر شگرفی در رویکردها بگذارد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
